به کاندیداهای انتخابات شورای شهر
به کاندیداهای انتخابات شورای شهر
(به لهجهی شهرضایی)

آی اونا کا اومِدِید تا عضوی این شورا بشید
کلّیام وعده میدِید آ اَنزه ادعا دَرید
شالّا کا به قصد خدمت اومِدِید، نه کا بِخَید
شوماوام یِخته تو این سفره کا پَنِس بچرید
گوشامون پُرِس هامو ازحرفا شیش سال پیشِزین
کا یکی از صدتاشام رنگی حقیقِتا ندید
کوچه و خیابونا شَرمون کا مث کودی گَرِس
بسکی اسفالت میکونند، یکی میگِد باز بِکنید
صاح کا وخ میسیم میبینم کف خیابون حامِلِس
یه دَسِنداز کاشتنا میگن کا از روش بپرید
چن روزا میگن کا را بسس، برید از این طِرِف
پس سوباش میگن کا نه، میباد ازین وری برید
یه خیابون کشیدن، یه عضوی شورا، قبل تِرُش
بیشتری خونا کا بود، بر اون خیابونا خرید
خرشون کا اینور پُلِس، مردوم همه تاجی سرن
آما بعدُش هوشکیام به دردی مردوم نرسید
را رضا خودا نشید شومام مثل او پیشتریا
آبی سر کوزه اونا را شوماوا سر نکشید
چَنزه کفلحیم ما کا، چشمون بازام به دس شوماس
بِیترس کا دل نبندیم امسالام به این امید
محسن اصلاً به توچه، قاطی این حرفا نقلا شی
حرف نزن، نوندا بُخور خَردا بِرون، هوی چش سیفید
محسن مردانی - 5 خرداد 1392
ترجمه
1-آهای آنهایی که آمدهاید عضو شورای شهر بشوید/ و کلی وعده میدهید و اینقدر ادعا دارید.
2- انشاءالله که قصد شما خدمت است نه این که بخواهید/ شما هم از این سفرهای که پهن است سوءاستفاده کنید.
3-گوشهای ما هنوز از حرفهای شش سال پیش پر است (این دورهی شوراها استثنائاً 6 سال طول کشید) / که از هر صدتایش یکی هم رنگ حقیقت ندید.
4-خیابان و کوچههای شهرمان مثل سر کچل شده است / از بس اسفالت میکنند و دیگری باز دستور حفاری میدهد.
5-صبح که از خواب بیدار میشویم میبینیم کف یک خیابان مثل شکم حامله بالا آمده است/ یک دستانداز کاشتهاند و میگویند باید از رویش بپرید.
6- چند روز را میگویند این راه یکطرفه است و باید از آن طرف بروید/ پسفردا میگویند که نه، باید از آن طرف بروید.
7-یک خیابان کشیدهاند و یکی از اعضای شورا قبل از آن/ بیشتر خانههایی که بر آن خیابان میافتد را خرید
8-خرشان که هنوز از پل نگذشته است (قبل از انتخابات) مردم تاج سر آنها هستند /اما بعد از آن هیچکس به درد مردم نرسید
9-محض رضای خدا شما مثل آن اعضای شوراهای قبلی نشوید / شما دیگه از کوزهی آنها آب نخورید (کنایه از تکرار رفتار دیگران)
10- ما چقدر ساده دلیم که باز هم چشممان به دست شماست / بهتر است که امسال هم به این امید دل نبندیم
11- شاعر به خودش نهیب میزند که چرا در این کارها و بحثها دخالت میکنی / حرف نزن و سرت به کار خودت باشد ای آدم لجباز! (نوندا بُخور خَردا بِرون= ضربالمثلی است مشابه «شتر دیدی ندیدی»)