شعر شهرضائی
این شعر به لهجه شهرمان را در زمان انتخابات گفتم اما صلاح ندیدم در آن زمان در وبلاگ قرار دهم ترسیدم تعبیرات سیاسی و جناحی از آن شود که مطلقا منظور من نبود و فقط جنبه طنز دارد ولی حالا که آبها از آسیاب افتاده است بد نیست در اینجا بیاورم تا دیگران هم با این لهجه آشنا شوند (به زیبائی اشعار استاد پریش که نیست ولی بههرحال برگ سبزی است . . . . )
پدري فرزند ناواردش كه بدون هيچ پيش زمينهاي كانديداي نمايندگي مجلس شده است را نصيحت ميكند كه از اين كار منصرف شود
(شعر را با لهجه شهرضائي بخوانيد)
نماينده نشو
اين نمايندگي كا هزارتا خَّم و چَم دَرِد
صدتا مشكل دَرِدا، شادي دَرِد آ غم دَرِد
كار هر كِس نيس آخه، كُلّي زياد و كم دَرِد
بيا و با كَفلَحيت[1] تو مايهي خنده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
برا تبليغ پول ميخواد، حتي يه شَي[2]، كا نَدَري
تو كا پاترول نَدَري حتي يه وسپا[3] نَدَري
نه يه گنجي جُسّي و ارثي ز بابا نَدَري
بِچه حرفما گوش بده، اَنزه تو يهدنده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
باد بِري عكسادا رو هر در و چينه[4] بزني
سنگي دلسوزي مردوما به سينه بزني
سر به هر خونه و هر حموم و بينه[5] بزني
بسّه، پيش بابا نَنِت نادم و شرمنده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
اين ميگد باد[6] تو دهاتامون فرودگا بييَري
اون ميگد مترو ميخَيم بايِد به اينجا بييَري
يا بايِد شعبهاي از كارخونه سايپا بييَري
بيا اصلاً حسني واردي پرونده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
پيرزن نامه ميدَد، دندوني مصنوعي ميخواد
تو عريضهش رعيته زيميني[7] مزروعي ميخواد
التماس دعا دَرَن، هر كي يه موضوعي ميخواد
بشنو اين نصيحتا، عبرِتي آينده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
اون ميخواد مدير بِشِد، رِيْسي فلان اداره شِد
اين ميخواد كا دشمنُش به دستي تو بيچاره شِد
اون بچهش بيكارِسا، ميخواد كا يه جَيْ كاره شِد
بيا مَشغُل ذمّه هر مرده و هر زنده نشو
هر چي كا ميخَي بشو، آمّا نماينده نشو
بچه اينكاره تو نيسّي، نِمْرِسي به مقصدي
زِبونم مو دراُوُرد، چَنزه[8] بوگَم تو گوش ندي
كاش نجاتم ميدادن، خدايي و محمدي
عاقي والدين نشو، پسر، سرافكنده نشو
هر چي كا ميخي بشو، آمّا نماينده نشو
محسن مرداني
mmardani45@yahoo.com